بعد از مرگ، ارتباطات و علاقه همچنان باقی میماند. تمام مردگان میتوانند صدا و دلتنگی آدمها را متوجه شوند؛ اما اختیار از فرد سلب میشود. بهطور کلی تمام مردگان با عزیزانشان حرف میزنند، اما افراد زنده قدرت شنیدن صدای آنها را ندارند. بسیاری از مردگان به دیدن بازماندگان خود میآیند و به آنها التماس میکنند تا چیزی برای آنها بفرستند. بسیاری از افراد براین باور هستند که مردگان میتوانند به صورت رویا یا نشانههای مختلف با آنها ارتباط برقرار کنند. مردگان از تمام امور که در دنیا وجود دارد، باخبر هستند و کاملا از حال بازماندگان آگاهی دارند. در این مقاله از جنت نوین درمورد دلتنگی ناراحتی و بازماندگان صحبت خواهیم کرد.
آیا اموات از گریه ما ناراحت می شوند؟
انسان بعد از مرگ اسیر اعمال خوب و بد خویش است و عمل دیگران تاثیر در حال وی ندارد. براساس روایت امام صادق (ع)، روح مومنات اجاز دارند به دیدار خانوادههایشان بیاییند تا از حال و روز آنان باخبر شوند؛ اما اموات فقط آن چیزی که برای او مسرت آمیز است، میتواند ببیند و هرآنچه که بروی مکروه باشد، مشاهده نمیکند. روح کافران نیز میتوانند به دیدار خانواده خود بروند؛ اما آنها فقط میتوانند آنچه برای آنها مکروه و نفرتآمیز است را مشاهده کنند. بهطور کلی حالات بازماندگان تاثیری در رنج و ناراحتی متوفی ندارد.
آیا اموات با خانواده خود دیدار دارند؟
براساس روایت مختلف امامان و پیامبران، ارتباط مردگان با خانواده خود بهطور کامل قطع نمیشود، بلکه به صورت مقاوم و منزلتی که در نزند خداوند دارند، میتوانند در فرصتهای مختلف به دیدار خانواده خود آیند. در روزهای جمعه، عید قربان و عید فطر، خداوند متعالی به رضوان، فرشته و نگهبان بهشت دستور میدهد که دربهای میدان بهشت برزخی را برای ارواح مومنان باز و اعلام کند که اجازهی زیارت بازماندگان و خانواده خویش را دارند.
آیا اموات هم دلتنگ می شوند؟

براساس روایت پیامبر اکرم (ص)، روح مومنان هر جمعه به آسمان نگاه میکنند و در مقابل خانهی خود میایستند. هرکدام از مردگان در حالی که با ناراحتی گریه میکنند از بازماندگان خود درخواست عطوفت دارند و میگویند با درهم یا پولی، لقمه نان یا لباسی در حق ما رحم کنید. برای رفع دلتنگی اموات باید برسر مزار آنها رویم و برای آنها خیرات پخش کنیم. برای رفع دلتنگی اموات بهتر است هر پنجشنبه به سر مزار آنها روید و با خواندن سوره و دعا و خواندن فاتحه آنها را خوشحال کنید. روح اموات در روزهای پنجشنبه و جمعه منتظر خانواده خود هستند تا شاید برای آنها دعا یا خیراتی دهند تا روح آنها شاد شود.
آیا اموات از حال زندهها باخبر هستند؟
بهطور کلی تمام اموات با زندهها ارتباط دارند و زمانی که بازماندگان بر سر مزار عزیز از دست رفته خود میروند، روح آنها آگاهی پیدا میکند و با آنها انس میگیرد. برخی از اموات به خواب بازماندگان خود میروند و سفارش میکنند تا گذشته آنها را جبران نمایند. بازماندگان میتوانند با انجام اعمال نیک باعث آمرزش گناهان اموات شوند و به بالا رفتن درجاتشان کمک کنند؛ زیرا دست مردگان از دنیا و کارهای نیک کوتاه است.
چگونه برای رفع دلتنگی با اموات خود ارتباط برقرار کنیم؟
در دنیای بعد از مرگ رازهای بسیاری وجود دارد که در قرآن کریم و روایات امامان و معصومان وجود دارد. یکی از بهترین روشها برای رفع دلتنگی عزیزان از دست رفته، دادن صدقه و خیرات است. مردگان با تمام امور دنیا آگاه هستند و متوجه دلتنگی عزیزانشان میشوند؛ به همین دلیل شما میتوانید با انجام کارهای نیک باعث شادی روح آنها شوید.
چگونه از آرامش اموات مطمئن شویم؟
بهترین کمک برای مردگان برای رفع دلتنگی اموات و بازماندگان این است که تمام حق الناسی که بردوش مرده بوده ادا نمایند و تمام حقهای واجب مانند نماز، روزه و حج را از طرف آنها انجام دهند. از مهمترین روشها که میتوانید به آرامش اموات خود کمک کنید، دادن خیرات و خواندن فاتحه و دعا است. انجام دادن این اعمال باعث میشود که روح مردگان در آن دنیا در آرامش کامل قرار بگیرد. ارواح کافران مرتب دلتنگ خانواده خود میشوند و منتظر خیرات و دعاهای بازماندگان خود هستند.
آیا مردگان برای ما دعا میکنند؟

در برخی روایت آماده است که دعاهای اموات در حق زندهها مستجاب میشود. بهطور مثال زمانی که به زیارت اهل قبور میرویم، از آنها طلب میکنیم که در حق ما دعا کنند تا براساس برکت و جایگاهی که در نزد خداوند دارند به حاجتهای دنیوی و اخروی دست پیدا کنیم. امام صادق میفرمایند هر کدام از مسلمانان برای اموات خود کار نیک و پسندیدهای انجام دهد، همواره پاداش او دو برابر خواهد شد. خداوند متعالی ثواب اعمال نیکی که بازماندگان برای اموات انجام میدهند، بهرهمند میکند. از اعمال مهمی که بازماندگان برای رفع دلتنگی عزیزانشان و آرامش روح آنها میتوانند انجام دهند، شامل صدقه، خیرات، دعا، نماز، روزه، حج میشوند. توجه داشته باشید، خداوند متعالی هرکار نیکی که بازماندگان برای عزیران از دست رفته خود انجام دهند، ثواب آن را برای بازماندگان و مرده مینویسد.
کلام آخر
بسیاری از افراد پس از درگذشت عزیزان خود، بسیار دلتنگ و ناراحت میشوند. گریه و ناراحتی تاثیر روی اموات ندارد؛ اما روح اموات میتواند ناراحتی شما را ببیند. بهترین راه برای رفع دلتنگی بازماندگان برای اموات، انجام اعمال نیک است. روح اموات در روزهای پنجشنبه و جمعه منتظر خیرات و دعای بازماندگان خود هستند. بسیاری از افراد که دلتنگ اموات خود میشوند، آنها را در خواب میبینند که از آنها کمک میخواهند. بهترین اعمالی که میتواند ثواب بسیاری برای اموات شما داشته باشد، دادن خیرات، خواندن دعا و فاتحه، انجام روزه، حج و نماز است و تمام حق الناس وی را ادا نمائید.
5 پاسخ
بیائید تا علمی به این مسئله نگاه کنیم تا دچار توهم نشیم دنیای مردگان یه دنیای نیمه مادی و دارای انرژی فراوان و جاریه خوب پس روح انسان که همون نرم افزاره غیر مادیش هستش بعد از مرگ وارد جسم نیمه مادیش میشه و هنوز از حالت ماده به صورت کامل خارج نشده و بعد از مرگ اگه تمرین کنه دوباره میتونه فرکانس خودش رو افزایش بده و به دنیای مادیش برگرده و حتی بتونه لمس کنه حرف بزنه و کارهای دیگه ای رو انجام بده ولی باید ارتقاء پیدا کرده باشه
با عبادت و اعمال خیر اما فقط خود روحه که غیر مادیه چون از داده تشکیل شده (تشکیل شده از حروف) ولی یه کاور داره به نام کالبد مثالی که نیمه ماده هستش و این روح با این کاور در یه حالتی شبیه به موجودات ماوراییه و میتونه دلتنگیها خوشحالیها و دیگر حالات خانواده خودش رو ببینه و درک کنه
اگر مرده عاشق ی نفر بوده ایا بعد از مرگ هم عاشقش میمونه؟؟یا عشقش چون تبدیل ب حلال نشده بود تو این دنیا،اون دنیا از یادش میره؟؟؟
نه بابا همه چی تموم میشه
عشق و عاشقی فقط مربوط به اینجاست
پس چرا من ی نفر که عاشقم بوده نمیدونستم بعداز مرگش خودش اومده تو خواب بهم گفته که عاشقم بوده…
طبق قوانین فرکانسی ما هیچ ارتباطی با دنبای پس از مرگ و مرده ها نداریم حتی خواب هم واقعی نیست فقط چیزی که ما بینیم و واقعیت نداره، چون ما در جهان مادی زندگی میکنیم
سلام من با یک پزشک دوست بودم سال ها پیش با او حرفم شد اما رابطه کنسل نشد قصد ادامه داشتم اما اتفاقی برام افتاد که دیگه او را ندیدم من بد دل بودم و سر این باهاش دعوا کردم اما قطع رابطه نکردم اما فرصت دیدار نشد من اومدم فراموشی گرفتم بهم شوک الکترونیک دادند و گمانم ضربه مغزی هم شده بودم و برای همیشه دکتر را فراموش کردم و دکتر همان موقع خودسوزی کرده من الان ۴۹ سالمه با وجود داشتن خواستگارهای زیاد در گذشته هی بهم خورده و بدبینی برام پیش اومده و پشیمان شدم گویا کسی منو بسته بود من الان حتی درست قیافه دکتر را یادم نیست من لیسانس علوم تربیتی داشتم گرایش مدیریت انسانی بودم اما همیشه عشق پزشکی بودم تو رشته های دندانپزشکی مامایی ارشد حقوق ارشد روانشناسی تخصص قلب وارد شدم همش ناکام شد و مدارکش گم شد و من هی فراموشی گرفتم اصلا جن شاخ در میاره من دوتا زن بابا داشتم زن بابا قبلیم جادوگر بود طوری که من زمانی که نمی شناختمش اومد تو کلنیک دندانپزشکی من گفت بچه هام یتیم تو رو خدا منو به عنوان نظافتچی استخدام کن آوردمش شروع کرد به ناسازگاری و اذیت نگو اومده بوده کار منو به اخراج بکشونه کار کشید به کتک کاری و پلیس باز تو اون یکی کلنیکم یکی دیگه اومد گفت دخترم بیکار تو را خدا استخدامش کن چای بریز گفتم اینجا بهداشتی نیست کسی تو خون دهان مردم چای نمی خوره تکنسین بشه لوازم را ضد عفونی کنه اونم جاسوس بود اومد بنای ناسازگاری را گذاشت اونجا هم کار کشید به ۱۱۰ دیگه براتون نگم ایده دختران انتظار را من به یکی داده بودم تخصص قلب می خوندم یا جراحی عمومی یادم نیست دکتر به من گفت رگ قلب را بگیر اتفاقا شبیه رئیس جمهور بود من گرفتم اونا داشتند در مورد باغ و خونه های تهران و زعفرانیه حرف می زدند من خسته ورشکست شده بودم صبحانه نخورده بودم به زور رو پام ایستاده بودم یک هو گفت بفروشم گفت ولش کن من رگ قلب را ول کردم اون منظورش ول کردن فروش بود و دکتر شروع کرد به من فحاشی که برو بیرون خانم برو بیرون می دونی ممکنه مریض بمیره می دونی چقدر زحمت کشیدم تا رگ را پیدا کردم و کمیته انظباطی به جرم گیجی و بی مبالاتی در امور پزشکی و جواب دادن به مافوقم منو اخراج کرد دو ۳ سال پیش باز یک فوق.لیسانس دیگه روانشناسی بالینی گرفتم اون تنها مدرکی که دارم تازه اونم کپیش را دارم گم شده باید المثنی بگیرم یکی اومده کل مدارکم را از ابتدایی تا فوق لیسانس باز دزدیده خلاصه من اواخر عاشق یک شاهزاده خارجی بودم که مدتی قبل تو ایران بوده و قصد داشتم مخش را بزنم و باهاش ازدواج کنم چون فکر کنم زنش را طلاق داده باباش طردش کرده و مدتی ایران بوده مدتی آمریکا بوده تو این فکر بودم که بابا یک هو از مرگ دردناک اون پزشک گفت که خودکشی کرده و آدرس مطبش هم گفت و من یک هو یادم اومد و فهمیدم علت خودکشی او چی بوده و به شدت سردرد گرفتم چون به شدت از مرگ با سوختن بخصوص خودسوزی بدم میاد و متاسف میشم و دیوانه میشم و یک بند گریه می کنم بابا می گه نگاه می کنی به موبایل چشمات اشک میاد و من تصمیم گرفتم اصلا ازدواج نکنم چون خیلی دردناک و قصد دارم یک بار برم کنار مزار اون دکتر براش گل ببرم از بابا می ترسم بفهمه با اونم دوست بودم به هر حال دارم دیوانه میشم و اصلا درست قیافه دکتر را یادم نیست اما خاطرات را چرا و فکر کنم روح مرده حقیقت را به من نشان داده و من فهمیدم عامل این همه بدبختی چی بوده بابام آنقدر اذیتم کرده بود که اگه خودسوزی درد نداشت منم خودسوزی کرده بودم خیلی بهم ظلم کرده هی مدارکم را دزدیده بدبختم کرده
سلام سرگذشتتون خوندم واقعاغم انگیزبود به خداتوکل کن همچی رو واگذار کن به خودش، امیدوارم مشکلاتت بلطف ومرحمت خدایکی یکی حل بشه روح ان دکترهم شادبشه